خرید بک لینک

مینویسم...

به این امید که شاید روزی گذری افتاد از تو به این هپروت.

به قول قدیمی ها

اگر از حال ما خواسته باشی ، ملالی نیست جز دوری

گفته بودند : دوری از یار ، گرفتار شدن هم دارد .

ولی ، من باورم نمیشد.

الان میفهمم که چه تاوان سنگینی داره ، سنگینی نگاهش روی من نیست...

برچسب: نویسنده: پرنیا کمالی تاريخ: سه شنبه 18 بهمن 1401 ساعت: 14:47

گاهی طلب هست ، اما راه برای رسیدن ، نه گاهی اشتیاق هست ، اما پایی برای دویدن ، نه گاهی دل باختن هست ، اما به باور رسیدن ، نه گاهی کسی هست ، اما فرصت در آغوشش آرمیدن ، نه گاهی دلی هست ، اما فقط برای تو تپیدن ، نه گاهی مسیحای خوش نفسی هست ، اما برای بر تو دمیدن ، نه گاهی پر پرواز هست ، اما شوق لحظه ی پریدن ، نه در این گاه های زندگی ، گاهی فقط باید کمی چشم ها را بست و به فردایی آرامتر فکر کرد.

برچسب: نویسنده: پرنیا کمالی تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 18:24

گاهی دلت یک جای دیگر است.

یک جای نامعلوم.

نه دست خودت است ، نه دست کسی.

هیچ چیز انگار حالت را خوب نمیکند.

حالتی عجیب .

ای حال نا معلوم !

مرا در خودت بپیچ و درخویشتنم غرق فرما...

برچسب: نویسنده: پرنیا کمالی تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 18:24

آیا نجات گری هست که دست ما را بگیرد و از غرقاب دنیا نجاتمان بدهد؟

مدت هاست صدای نجوای نیمه شب های مرا کسی نمیشنود...

مدت هاست از ته این گودال فریاد میزنم ، اما گویا رهگذری از این مسیر عبور نمیکند.

کاش می شد کمی پرواز بلد بودم .

دست دلم را میگرفتم و تا اوج می بردمش .

افسوس که تنهایی بد ترین شکنجه ی عاشقانه ماست ، محبوبم

برچسب: نویسنده: پرنیا کمالی تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 18:24

صفحه بندی